- شبی با اعدام صدام
-
شنبه 30 دسامبر 2006, بوسيله ى روزبه میرابراهیمی
امشب پای تلویزیون نشستم و از شبکه های سی ان ان و فاکس نیوز اخبار اعدام ناگهانی صدام را پیگیری کردم.تصاویر و لحظات تلخ و شیرینی بود.تلخی اش حسی بود که در من وجود داشت و از مرگ یک انسان غمگین بودم اما هر لحظه این فکر به ذهنم می آمد به یاد کسانی می افتادم که در دوران خودکامگی صدام به جوخه های اعدام سپرده شدند و شکنجه ها دیدند. آن مادران و پدرانی را بیاد آوردم که در غم عزیزانشان ماتم داشتند. تصاویر هر چند صحنه اعدام صدام نبود اما بخش هایی از دادگاه او و صحنه هایی از دوران قدرتمندی اش بود. چقدر تحقیر امیز بود دیدن همزمان غرور این دیکتاتور در کنار لرزش هایش در دادگاه. خنده های از سر غرورش و نگاه خشمگین اش در استیصال دادگاه.
تصاویر اعدام صدام را اینجا ببینید. تصاویر جسد صدام را هم اینجا ببینید.
اینجا رو هم امتحان کنید
صدام هم مرد. او عاشق قهرمان بودن بود. به خیال قهرمان مرد اما صدام به تاریخ و صفخات سیاهش پیوست. هر چقدر سعی می کنم از مرگش خوشحال باشم نمی توانم. آخر مرگ یک دیکتاتور که چاره کار نیست. صدام هم مرد و اما دیکتاتوری همچنان پا بر جاست. یک شب قبل تر برای شام میهمان دوستی عراقی بودم که با خانواده و دو فرزند کوچکش چند ماهی هست که در امریکا زندگی می کند. وقتی از منزلش بر می گشتم پرسیدم آیا از مردن صدام خوشحال می شوی؟ گفت برای آنانی که عزیزانشان را با قساوت های این مرد از دست دادند خوشحال می شوم.
من پس از پاسخ این دوست سکوت کردم و باخود گفتم واقعا ما چه حقی داریم تا برای دیگران که صاحب حق اند تعیین تکلیف کنیم. امشب همه آنانی که در دوران حکومت صدام حسین ظلمی دیدند شاید امروز خوشحال ترین باشند و چه کسانی صاحب حق تر از آنان برای خوشحالی...... این خبرها را هم بخوانید. خواندنی هستند:


4 پيامهاى سخنگاه
- مقالات مرتبط
-
