-
یادداشت های از یا درباره کتاب «ناگفته ها» (1)
با آرزوی ایرانی ای شایسته ی ایران
بخش هایی از مقدمه کتاب -
دو شنبه 12 مارس 2007, بوسيله ى روزبه میرابراهیمی
« درباره وطن باورم این است که بیش از آن که او به من نیاز داشته باشد من به او نیازمندم و به همین دلیل در فاصله ی پنج هجرت کوتاه و بلندم هر بار به سویش مشتاقانه پر گشودم...»
وقتی این جملات را از حسن نراقی شنیدم ، به سکوتی وادار شدم که مدتها با آن درگیرم بودم. همانطور وقتی از او شنیدم « با تمام مخالفتی که با کمونیست ها دارم، می توانم بگویم در بین شان با شرافت تر از من هم بسیار هستند...»
نمی خواهم آن چه را در ابتدای کتاب گفت و گوهای صاحب این قلم با حسن نراقی می خوانید مقدمه ی یک تالیف فرض کنید، بلکه بیشتر علاقمندم این چند ورق را نوشته هایی از سر دغدغه های شخصی ام بدانید و بس. یادم است وقتی اولین بار با نویسنده کتاب « جامعه شناسی خودمانی» رو به رو شدم در حضور دو بزرگوار بود در زمستان سال 1381 . نراقی را پیش از این با همین کتابش شناخته بودم. وقتی کتابش را خواندم مدت ها درگیر بررسی موضوعاتی بودم که تا پیش از آن، مسایلی عادی شان می پنداشتم. و البته به مانند بسیاری از مردم دیگر ، جزئی از همان موضوعات بودم، که لا اقل خود نمی دانستم.

شاید قبل از آن هم چنین کنکاشی صورت گرفته بود، اما در گستره ای که این کتاب مخاطبان خود را یافت، بعید می دانم.
بارها و بارها شاهد بودم که دوستان مختلف خواندن این کتاب را به یکدیگر توصیه می کردند و من باور دارم که دقیقا راز تجدید چاپ های متعدد آن ، زمینه ی مساعدی بود که در جامعه برای پذیرش این کتاب به وجود آمده بود.
می توانم با قاطعیت بگویم که اکثر خوانندگان آن کتاب از نسل جدیدی بود که کم تر تابو داشت و اصولا تابوشکن بود. « جامعه شناسی خودمانی» خالی از نظریه پردازی های آن چنانی و کلمات مغلق بود. اما جالب بود که هم در بین خواص جایی باز کرد و هم در بین غیر خواص. .... نگارنده هم فرصت آشنایی با نراقی را مغتنم شمردم و چندین گفت و گو با او در مورد موضوعات مختلف انجام دادم که در طی سال های اخیر در مطبوعات کشور چاپ شد و بعد در کتاب «پی نکته های بر جامعه شناسی خودمانی» جمع آوری و منتشر شد. ویژگی هم آن مصاحبه ها، برجستگی مشی پذیرفته شده او بود که از نگاه بسیاری پس از کتاب «جامعه شناسی خودمانی» عمومیت بیشتری یافته بود؛صراحت و صداقت.
آن چه همواره برای خود من در مصاحبت با نراقی جلب توجه می کرد، مقاومت و مخالفت وی در مقابل سیاه و سفید بینی مطلق بود. بعدها هم در محافل بسیاری که با هم بودیم شاهد بودم که نگاه خاکستری او در مقابل سیاه و سفید بینی دیگران معقول تر جلو می کند. به یاد دارم وقتی کتاب را حوانده بودم، با همان ذهنیت ایرانی خودمان، فکر می کردم حتما نراقی هم فقط کتاب نوشته و صد البته آن هم برای دیگران. مگر می شود کسی که آن قدر ریزبینانه و البته هوشیارانه خصلت های ایرانیان را توصیف می کرد، خود عاری از آنها باشد؟
اما حاصل چند سال دوستی و آشنایی با صاحب «جامعه شناسی خودمانی» مرا متقاعد کرد که نراقی اگر نگویم تمام، لااقل 90 درصد آن خصلت ها را ندارد و حتما سعی کرده که همه ی آن ها را نداشته باشد.
هرگز از صحبت کردن، قرار گذاشتن و یا حتی گردش کردن با وی خسته نمی شوی، چون در کم ترین گفت و گو، کم ترین زمان و منظم ترین شکل اصل موضوع طرح می شود و فیصله می یابد. وقتی از فرزندانش سوال کردم که آیا نراقی پدر هم مانند نراقی « جامعه شناسی خودمانی» است؟ پاسخشان با قاطعیت مثبت بود.

اما « جامعه شناسی خودمانی» پایان یک راه نبود بلکه آغاز راهی بود که باید مسیرش را بیشتر طی می کردیم. آن چه امروز در دستان شماست با همین نگاه فراهم آمد. دغدغه های بسیاری بود و گفتنی ها بسیارتر. «ناگفته های حسن نراقی» حاصل چند ماه گفت و گوی مستمر نگارنده با نویسنده کتاب « جامعه شناسی خودمانی» است؛ کتابی که می تواند آخرین هم نباشد و ایستگاه های دیگری را نیز شاهد باشد. نراقی در این مجموعه با همان صراحت همیشگی پرسش های مرا که بر گرفته از دغدغه هایی شخصی چند ساله ام بود، پاسخ گفته است. باشد که این پاسخ ها برای دیگران هم مفید فایده باشد. گاهی او را متهم می کردم که چرا یکی به نعل و یکی به میخ می زند. ولی پس از بازخوانی دوباره ی آنچه گذشته بود، پی بردم این همان حلقه ی مفقود شده ی بین سیاه و سفید است، که او هدف اولش را همان قرار داده. ...
اما چرا « ناگفته ها»؟
گفت و گوی ما پرده برداری از نکات جدید است که نراقی قبلا از آنها سخنی نگفته بود. گویاترین اسمی که می شد برای این مجموعه نهاد همین بود. چون سخن کسانی که با آثار و قلم نراقی آشنا هستند این بار با گپ های صمیمانه ای مواجه خواهند شد که با وجود تازگی، به همان نوشتارهای گذشته نیز به لحاظ صراحت و رویکرد و واقع بینی وفادار است.
با این توضیحات امیدوارم این تلاش در جهت شناخت از خود اجتماعی ما و آشنایی با خصلت های منفی ای که مانع پیشرفت ماست مفید افتد تا شاید روزی را شاهد باشیم که همه آماده ی قدم نهادن در دنیایی باشیم که شایسته ی تمدن کهن و غرور ایرانی باشد.
در پایان بر خود لازم می دانم تا از همراهی و بردباری جناب نراقی در گفت و گها و مراحل آماده کردن این کتاب تشکر کنم و آرزو کنم که خوانندگان این اثر، با هر برداشتی که از این گفت و گو دارند، از نظرات ارزشمند شان مرا بی بهره نگذارند.
با آرزوی ایرانی ای شایسته ی ایران
روزبه میرابراهیمی
تهران - بهمن 1384
"Iran dar Jahan" Online Daily News on Facebook
19 پيامهاى سخنگاه
- مقالات مرتبط
-