- آقای خاتمی! یک پیشنهاد دارم
-
جمعه 7 نوامبر 2008, بوسيله ى روزبه میرابراهیمی
در سايت ببينيد : در وب سایت گویانیوز هم منتشر شده است
البته می دانم این روزها خیلی ها دور رئیس جمهور پیشین اصلاح طلب را گرفته اند و چیزی جز «قربان صدقه» گفتن و تملق را به گوشش نمی رسانند. حتی خبر دارم که در تنظیم ملاقات های روزانه او نیز هر گروه یا کسی که احتمال بدهند امکان دارد چیزی بگوید که «خدای نکرده بر تردید های وی برای آمدن بیفزاید» راهی ندارد و هستند بسیاری که مدت هاست سر کارند.
من این موضوع را خیلی راحت باور می کنم چون اصلاح طلبان را می شناسم که نخواستند و نمی خواهند تا عوض شوند. مانند قبل که انتقاد از رئیس جمهور پیشین (در زمان در قدرت بودنش) را تضعیفش می خواندند و هر سخن منتقدی را با انواع اتهام طرد می کردند امروز نیز رساندن صدایی غیر از «توهم سازی» را برای اهداف خود خطر می پندارند. برخوردشان را با امثال هفته نامه «شهروند امروز» یا طرفداران برخی نامزدهای غیر خاتمی ببینید.
بگذریم! چون در این روزها بازار «دعوت از خاتمی» گرم است و همین دیروز برایش همایش به پا کرده اند، فرصت را مغتنم دانستم تا سخن و پیشنهادی که چندی است قصد طرحش را داشتم ، طرح کنم.این هم «دعوت از خاتمی» است اما نه برای نامزدی. البته می دانم مخاطب این نوشته (خاتمی) حتی اگر خودش هم دوست داشته باشد بشنود، «یاران» اش دوست ندارند که او نه بشنوند و نه بگوشش برسانند اما مهم نیست برای ثبت هم شده مجبورم بنویسم و منتشر کنم.
به شخصه (همانگونه که نوشته های دیگرم نیز نوشته ام) با نامزدی محمد خاتمی مخالف هستم و معتقدم ورود او جدا از تشدید بیماری سیاسی ما به روند اصلاحات نیز کمکی نخواهد کرد. اما مخالفت با نامزدی وی ، مخالفت با نقش آفرینی او در پروسه اصلاحات دموکراتیک در ایران نیست.
به سرعت می روم سر اصل مطلب. همه نیروهای فعال در ایران از چپ مذهبی و نزدیک ترین افراد به نظام تا دور ترین نیروهای فعال بر این نکته متفق القول هستند که در دو دهه اخیر «نظارت استصوابی» شورای نگهبان عملا انتخابات و انتخاب در جمهوری اسلامی را مخدوش کرده است. حتی با اینکه آن زمان جوان تر بودم یادم هست میاندوره ای مجلس پنجم در تهران و تحصن نمایندگان جنبش دانشجویی آن روز در دانشگاه تهران، علیه نظارت استصوابی را. تحصنی که آن روزها با همه تنگناها داغ شده بود و سر آخر با پیام و درخواست علنی رهبری جمهوری اسلامی به پایان رسید.
آیت الله خامنه ای در آن روز در نامه خود به دانشجویان، خواهان پایان تحصن و پیگیری مطالبه خود از طریق مجلس شده بود. به صراحت هم گفته بودند که «می توانید از طریق قانونی خواسته لغو نظارت استصوابی را پیگیری کنید». تازه این در حالی بود که عملا این نوع نظارت به هیچ عنوان در قانون انتخابات وجود خارجی نداشت و «تفسیر» خود شورای نگهبان از اختیارات خود بود. اولین سوال این است که آیا اصولا «تفسیر خود» از «اختیارات خود» منطقی است یا نه ؟ چه رسد به گسترش آن در سیستم حکومتی. تصور کنید هر مقام یا هر نهادی بخواهد اختیارات و قدرت خود را تفسیر کند آیا جامعه و سیستم حکومتی تبدیل به جنگ قدرت باندها نمی شود؟
این موضوع را هم می دانم که در قانون اساسی حق تفسیر قانون اساسی بر عهده شورای نگهبان گذاشته شده است اما تفسیر در مورد اختیار خود با تردیدهای فراوانی از جمله خروج از عدالت مواجه خواهد شد.هر چند امروز شورای نگهبان پا را از حق تفسیر قانون اساسی به حق تعیین و تفسیر همه قوانین دیگر نیز گسترش داده است که حتی برای کسانی که به همین قانون و سیستم نیز باور دارند نباید پذیرفتی باشد.
اما این معضل «قدرت ساخته» بزرگ ترین مانع برای گردش قدرت در ایران است. به گونه ای که هر روز دایره بازیگران در قدرت و محرم های «خانه قدرت» کوچک تر شده و عملا در حال تبدیل به یک باند و دسته کوچک از خودی ها است.
سید محمد خاتمی نیز بخوبی بر این معضل واقف است و بسیاری دیگر نیز در این موضوع هم آوا هستند. پس چرا تردید؟ رئیس جمهور پیشین اصلاح طلب باید نقش تاریخی خود در این زمینه را انجام دهد. نقشی که با در قدرت بودن نیز نتوانسته بود در مسیر اصلاحش عملا گام مثبتی بر دارد.
پیشنهاد واضح به جناب آقای خاتمی این است: «بدون هیچ تردید و محکم و استوار اعلام کنید نامزد ریاست جمهوری نخواهید شد اما به دلیل اعتقاد به انقلاب و آرمان هایش که از نگاه شما و خیلی ها همان «حکومت مردم بر مردم» بود پیشگام راه اندازی کمپین گسترده ای برای حذف و لغو «نظارت استصوابی» شوید. با این اقدام نه تنها به قانون اساسی جمهوری اسلامی ( که روزی گفته بودید حرف از تغییرش خیانت است ) وفادار مانده اید که به احیای آنچه خبرگان اولیه قانون اساسی به آن باور داشتند پرداخته اید.هر چند این تنها مشکل و مانع تحقق خواست های ملت و پاسخگو کردن قدرت نیست اما یکی از مهم ترین هاست که اکثریت قریب به اتفاق نیروهای سیاسی بر آن توافق دارند. پس دوباره فرصت سوزی نکنید و رسالت تاریخی خود را نه با نامزدی در انتخابات ریاست جمهوری که با راه اندازی کمپینی میلیونی برای لغو قانون «نظارت استصوابی» به آروزمندان دموکراسی در ایران انجام دهید.
"Iran dar Jahan" Online Daily News on Facebook
22 پيامهاى سخنگاه
- مقالات مرتبط
-
- نقطه ضعف جمهوری اسلامی /منتشر شده در سایت گذار
- کلیدهای طلایی راه آینده
- چیست یاران طریقت، بعد از این تدبیر ما - محمدرضا تاجیک
- درباره «شعارها» و واژه ها در مسیر سبز دموکراسی
- «مراقبت» بر همه واجب است
- میرحسین موسوی؛نامزدی حداقلی با مطالبه ای حداکثری
- بهار و و فرزندان نامشروع انقلاب
- درباره انصراف خاتمی و آينده اصلاحات
- سلسله مقالاتی زیر عنوان “پرسش از تاریخ”/ نه تاریخ متوقف شد، نه به عقب بازگشت
- حاصل این "خاتمی" چیست؟